یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۸/۹/۲۰۲۰ | اذان صبح:۰۴:۱۵:۰۷ - اذان ظهر:۱۲:۴۶:۰۸ - اذان مغرب:۲۰:۰۰:۰۶

آیا تمایل دارید در کانال عصر عضو شوید؟

سرویس اجتماعی | کد خبر: ۱۵۶۳۱
تاریخ انتشار: ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ساعت ۲۳:۳۶

گوش های قدیمی ترین سلمانی شهر دیگر آماده شنیدن نیست

گوش های قدیمی ترین سلمانی شهر دیگر آماده شنیدن حرف هاودردل های مردم نیست

به گزارش اترک به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فاروج ،این  سخن که آرایشگر امروز وسلمانی دیروز آدم های خوش صحبت وگوش های شنوای  خوبی هستند حرف به گزافه ای نیست وبه حق ، بیشتر آنان زبان گویای مردم وگوش شنوایی برای حرف ها، قصه وغصه های مردم هستند، از قدیمی تر ها شهر سراغ قدیمی ترین سلمانی را می گیرم ، بیشتر افراد استاد محمدعلی دلیر را معرفی می کنند ساعت حدود 18عصر است که وارد مغازه می شوم ، فضای مغازه می گوید که مربوط به خیلی دورهاست ، جناب سلمانی هم به گمانم در چرت عصرانه روی کاناپه ی قدیمی مغازه مشتری های دیروز وامروزش را برانداز می کند ، ورود مشتری برای من سبب خیر می شود جناب سلمانی با اولین تکان مشتری چشم بازنکرده اسم پیرمرد را صدا می کند ومی گوید چه خبر شده یاد صفا دادن جمالتان افتاده ای ، بادیدن من تعجب می کند و روی کاناپه می نشیند ، خودم را معرفی می کنم ، می خندد ومی پرسد راجع به چی می خواهید بدانید وگرم وصمیمی شروع می کند از محل کاناپه تا صندلی که مشتری نشسته را به سختی راه می رود ومی گوید ، دیگر باید خودمان را بازنشسته کنیم پاها یاری نمی کنن.

محمد علی دلیر که 7نسل پدرانش سلمانی بوده اند ومتولد 1329 است می گوید: از کودکی زیر دست پدر سلمانی را یاد گرفتم وتا قبل از انقلاب هم مثل پدر هم دندان می کشیدم وهم ختنه نوزدان پسر را انجام می دادم ، بعد از انقلاب بهداشت مانع شد ومن هم انبردست هایم را جمع کردم .

سلمانی قدیمی شهر با لبخند از کشیدن دندان بدون آمپول بی حسی در کوچه پس کوچه های شهر روستا می گوید ومدل های چتری ، دوره ، پیغمبر سنتی ،کاکل پیغمبری وبعد هم به ترکی برای مشتریش تعریف می کند که دیروز جوانی وارد مغازه شده وپرسیده حاجی مدل بنزینی یا دیزلی هم بلدید موکوتاه کنید؟ ، وبعد هم در حین خنده به مشتری گفت: حالا نمی دانم واقعا همچین مدل هایی هم هست یاقصد اذیت وآزار داشت

از دستمزدش می پرسم ، می گوید : در زمان پدرم هر نفر سالی 20کیلو گندم برای یکسال اصلاحش به سلمانی می داد آنهم در زمان خرمن (فصل برداشت گندم ، کشاورزان محصول خود را در فضای بازی که به نام خرمنگاه معروف بود جمع می کردند واز آنجا بعد از جدا سازی کاه از محصول ، سهم خود را به خانه می بردند ومعمولا ، حمامی ، سلمانی با چهارپا به خرمن گاه ها سر می زدند وسهم خود را مطالبه می کردند )وزمان ما به 40کیلو رسید اما با یک تخم مرغ هم سراصلاح کرده ام .

از استاد سلمانی می پرسم ، جوان ها هم سراغ شما می آیند ؟ می خندد ومی گوید : همه ی مردم شهر مرا می شناسند وحالا فقط همسن وسال های خودمان سر می زنند ، غریبه ای هم که اتفاقی از این جا عبور کند همینکه سن وسال ما را ببیندراهش را می گیرد ومی رود.

سلمانی قدیمی شهر اضافه می کند : به هر 4پسرم سلمانی را آموخته ام ولی فقط 2تای آنها کار می کنند ، چند سال قبل که هنوز توان بیشتری برای کارداشتم گاهی به آنها سرمی زدم تا مدل های جدید را یاد بگیرم اما کارکردن به شیوه ی آن ها از حوصله ی قدیمی ها خارج است هرچند در سال 49دردوره سربازیم در تهران مدل آلمانی را آموختم  .

یادی از گذشته می کند ومی گوید : قدیم می گفتند سالی دوبار باید خانه سلمانی را غارت کرد چون سلمانی ها چند کارهمزمان انجام می دادند ومعمولا جز طبقات متوسط به بالا ی جامعه محسوب می شدند .

استاد دلیر ، از مدل های جدید مو اظهار نارضایتی می کند ومی گوید : قدیم تا کسی می خواست استاد شود نیمی از عمرش می گذشت ولی امروز در هرکوچه وخیابانی می بینی جوانی شانه وقیچی دستش است وبا بردن نام مدل های عجیب وغریب مشتری جلب می کند  .

وی جمشید احسانی ، استاد رضی مطلق ، استاد براتعلی ، حیدر سلمانی را از قدیمی ترهای این رشته عنوان می کند ومی گوید : همه  ی این ها به رحمت خدا رفته اند اما اصل سلمانی مربوط به حاج رجبعلی صفدری است که در قید حیات هم هست .

می پرسم مگر شما قدیمی تر از استاد رجبعلی نیستید ، می گوید : نه من قدیمی ترین نسبت به کسانی هستم که کار می کنند ولی استاد رجبعلی قدیمی ترین سلمانی دربین افرادی که در قید حیات هستند.

آدرس خانه ی استاد رجبعلی را می گیرم ، اما یک سال دیر رسیده ام ، گوش هایش دیگر نمی شنود ، فقط برایم دعای خیر می کند ، اما پای صحبت پسرش محمدتقی صفدری می نشینم تا از پدر بگوید

محمد تقی صفدری، استاد رجبعلی را  متولد 1306در روستای جعفرآباد شهرستان فاروج معرفی می کند ومی گوید : نسل اندر نسل سلمانی ، حکیم باشی ، دلاک بوده ا ودر کنار این کارها دندان کشی ودندان سازی هم انجام می داده اند .

وی که حرفه پدررا ادامه نداده وفرهنگی بازنشسته است می گوید : نسل سلمانی ها صفدری با پدرم به اتمام رسید ودیگر از صفدری ها کسی این شغل را ادامه نداده است .

وی که شاگردی پدر را کرده است می افزاید : از اول به این شغل رغبتی نداشتم وادامه ندادمش.

فرزند سلمانی قدیمی شهر می افزاید : تا سال 1376هم علی رغم کهولت سن ودچار سکته شدن واز کارافتادن دست راست شان در مغاز ه قدیمیش ، آرایشگاه دقت ، بواسطه دست چپ بودن کار می کردنداما بعد از مدتی نتوانستند ادامه دهند.

وی با بیان اینکه پدرم حکیم باشی هم بودند ویرقان وبسیاری از بیماری ها را درمان می کردند می افزاید : سلمانی ها آدم های مردم دار ، مطلع وخوش صحبتی بودند که همین مردم داری باعث ایجاد ارتباط های صمیمی ومحکمی می شد به طوریکه هنوز هم حتی جوان ترها سراغش را می گیرند .

 صفدری می افزاید : پدرم سلمانی اولین گروه طلبه حوزه علمیه محمودیه فاروج در 60سال قبل  به واسطه رعایت شئونات اسلامی ونصب تابلویی با این مضمون که ریش تراشیده نمی شود ،هم بود .

وی اضافه می کند: درگرفتن بهای اصلاح به بضاعت مشتری هم نگاه می کرد وسربسیاری از مردم را رایگان اصلاح می کرد .

صفدری می افزاید : سلمانی ها در دوران گذشته براساس اینکه چه قشری را بیشتر اصلاح می کردند دارای رتبه هایی بودند که با عناوینی همچون خاصه تراش ها ، خوش تیغ ها و.. تعریف می شدند که از این افراد در فامیل تعدادشان کم نبود .

وی با بیان اینکه خوش تیغ ها ، لقب سلمانی هایی بود که آنقدر نرم برسر وصورت مشتری می رسیدند که به اغراق اعلام می شد مشتری زیر دست این افراد خوابش می برد وخاصه تراش ها ، سلمانی های ویژه خوانین وسلاطین بودند .

صفدری هم به مثل غارت دوبار درسال خانه ی سلمانی ها اشاره کرد وگفت: فلسفه ی این کار که در واقع، اتفاق می افتد در این بود که سلمانی ها از معدود اقشاری بودند که بواسطه ی شغلشان نان گندم استفاده می کردند ومردم سهم گندم وحتی گوشت آنان را در قالب اهدا یک گوسفند با تغذیه سالانه اش تامین می کردند اما طبقات بالای جامعه برای اینکه این گروه از طبقه ی خود ارتقا نیابد سالی دوبار اقدام به غارت خانه های آنان می کردند .

وی با بیان اینکه سلمانی ها ، ماساژورهای بسیار زبردستی هم بودند وعلاوه براینکه در حمام سرمشتری را می تراشیدند وگرفتگی رگ وپیوندها یشان راهم با حرکات دست وماساژ باز می کردند وافرادبا حالی خوش از حمام خارج می شدند می افزاید : این قشر به دلیل ارتباط مستقیم وگسترده ای که با مردم داشتند جزخیّران هم محسوب می شدند وگره های زندگی بسیاری ازمردم  را باز می کردند .

بیشتر دوست داریم از تجربیات وخاطرات پسر قدیمی ترین سلمانی شهر استفاده کنیم اما عقربه های ساعت سد محکمی است وبادنیایی حسرت از پیرمردی که حافظه ی تاریخی شهر است اما  دیگر صدایی نمی شنود تا لب بگشاید واز دیروزهایمان بگوید خداحافظی می کنیم./انتهای پیام  

خوانندگان محترم سایت خبری تحلیلی عصر اترک، شما می‌توانید سوژه های خود را به برای ما ارسال کنید تا پس از تأیید با نام شما در سایت و کانال عصراترک درج شود.

شماره تماس با سایت خبری تحلیلی عصر اترک:

058-32230729 - 058-32288068

ارتباط با سردبیر سایت در پیام رسان تلگرام

ارتباط با سردبیر سایت در پیام رسان سروش

آدرس پست الکترونیکی: info@atraknews.com


با تشکر
نظر شما ثبت و پس از بررسی انتشار میابد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
پایگاه خبری تحلیلی عصر اترک