سرویس یاداشت | کد خبر: ۲۷۸۲۳۵۸
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۱/۲۸ - ساعت ۹:۴۲
یادداشت؛

  داستان یک شهر

طی چند روز گذشته خبر اختلاس در یکی از  شعبه های بانک ملی واقع در بخش صفی آباد اسفراین در تیتر اخبار رسانه های رسمی و غیر رسمی  قرار گرفت .
  داستان یک شهر,

متاسفانه اختلاس و  فساد اداری  به طور وحشتناکی در کشور ریشه دوانده است و باید مسئولان و دلسوزان نظام و مملکت هر چه سریعتر به فکر درمانی برای این بیماری مزمن باشند ،من  چند ماه پیش در طی یک نوشتار با ارائه ادله ای عنوان نمودم که به دلیل آنکه شیوع فساد در بلند مدت باعث سلب اعتماد ملی از حاکمیت می گردد لذا خطرات امنیتی غیر قابل تصوری را در پی خواهد داشت و می بایست تا دیر نشده  هر چه سریعتر نسبت به ریشه کنی فساد و برخورد با فاسدان و چپاولگران بیت المال اقدامات قاطعی صورت پذیرد.
با آنکه مقوله فساد اداری و مالی و نحوه مبارزه با آن باید در اولویت برنامه و فعالیت همه دلسوزان کشور و نظام باشد ( از مقامات دولتی گرفته تا نمایندگان مجلس و فعالین سیاسی ،  مدنی و....) ولی من در اینجا قصد دارم به بررسی یک مسئله دیگر بپردازم.
دیروز کانال تلگرامی توانا ( وابسته به آموزشکده توانا که از خارج کشور اداره می گردد) مطلبی را از فیسبوک یک شهروند ایرانی به اشتراک گذاشته بود که لحن و ادبیات سخیف آن چند سطر بیشتر مرا آزرد تا اختلاس رخ داده در شعبه بام و صفی آباد بانک ملی ( با آنکه شنیدن خبر اختلاس و دست درازی کردن به ثروت و اندوخته ملی بسیار آزار دهنده است(.
لذا بر خود دیدم چند سطری در پاسخ به نویسنده آن مطلب به رشته تحریر درآورم:
نویسنده محترم ! 
 بدون اشاره به مبلغ دقیق اختلاس فقط به ذکر عدد "" هزار میلیارد"" (  بدون اشاره به  ریال  یا تومان ) بسنده کرده است و بعد با سفسطه  چرتکه انداخته است که :
کل ارزش ساختمان و تجهیزات این شعبه سوای دیگر کارمندان محترمش 200 میلیون هم نمی شود.
بنده از ارزش ساختمان و تجهیزات آن شعبه بانک اطلاعی ندارم ولی بعید می دانم در هیچ جای دیگر از این کره خاکی بتوان کسی را یافت که برای سایر انسانها - کارمندان محترم بانک- قیمت مادی  بگذارد!!!!
واژهای  در آن چند سطر توسط نویسنده مطلب به کار رفته است که در این چند ده ساعت چون پتک بر ذهن من کوبیده می شود!!!
شرط دلاری می بندم که اگر از صد نفر بپرسی " اسفراین " کجاست دو نفر ندانند و شرط یورویی می بندم که اگر از هزار نفر بپرسی بخش بام و صفی آباد این شهر حقیرالوجود کجاست یک دهم نفر هم نداند.
من نمی دانم که این بزرگوار آیا معنای کلمه "" حقیر"" را می داند??
آیا خود ایشان می داند که " اسفراین " کجاست??
آیا ایشان می دانند که این شهر به قول ایشان " حقیر الوجود" چه تعداد جمعیت دارد??
من واقعا شناختی از ایشان ندارم و نمی توانم در مورد سطح آگاهی و دانش وی قضاوت کنم ولی می دانم که هیچ انسان بزرگ و بالغ و دارای درک و شعور به یک شهرستان با جمعیتی بالغ بر 170 هزار نفر نمی گوید حقیرالوجود!!
به هر حال بر خود به عنوان یک ایرانی و اتفاقا از اهالی " حقیر " این " شهر حقیرالوجود" بر خود واجب دانستم که چند نکته را به اطلاع ایشان برسانم:
الف- همانگونه که حقارت و بزرگی انسانها ، به هیکل و جثه آنان نیست ، بزرگی یک شهر و کشور و مردمان آن نیز به وسعت آن نیست !!
اگر بر اساس وسعت " بزرگی و حقارت " کشورها و ملتها را می سنجیدند ، کشور آل سعود ، بسیاری از کشورهای عقب مانده آفریقایی بسیار وسیع تر و بزرگتر از کشورهایی مانند سوییس ، بلژیک، هلند و مالزی و میهن عزیز ما ایران می باشند، لذا بهتر است ایشان برای آنکه در کشوری حقیر زندگی نکنند ، به فکر کشوری " بزرگتر" چون عربستان و سودان و...باشند.
ب- با آنکه بنده آگاهی چندانی از تاریخ و ادبیات ندارم ولی با همین  اطلاعات اندک خویش می دانم که اسفراین یکی از قدیمی ترین شهرهای خراسان و ایران زمین می باشد و  بنا بر بعضی از افسانه ها  منسوب به " اسفندیار" می باشد و قدمت این شهر کهن به قبل از اسلام باز می گردد ، چرا که بر اساس متون تاریخی اسفراین در عصر خلیفه سوم - عثمان- توسط عبدالله بن کنیز عامری فتح شد و پس از اسلام نیز این شهر با آنکه بارها مورد تاخت و تاز اقوام وحشی و بیابانگرد قرار گرفته ولی همواره دوباره سر از خاک برداشت و همچون " سرو" راست قامت ایستاد.
و آخرین بار در سال 1000 هجری قمری مردمان اسفراین در برابر سپاه عبدالمومن خان ازبک جانانه مقاومت کردند و " جان" دادند ولی " شرف  "ندادند تا آنجا که در اول آذر ماه آن سال ازبکان پس از فتح شهر جوشقان - جشن خون - راه انداختند.
محض اطلاع به عرض  نویسنده " بزرگوار" آن مطلب می رسانم که اگر قبل از نوشتن مطلب اندکی " مطالعه " و پیش از به کار بردن هر  کلمه و واژه ای اندکی " تامل" می نمودند شاید می فهمیدند که این شهر به قول ایشان " حقیر الوجود" زادگاه و خواستگاه نام آوران بسیاری در طول تاریخ بوده است که جهت اطلاع ایشان تعدادی از این بزرگان  را ذکر می نمایم:
-  ابوالعباس اسفراینی ( وزیر سلطان محمود غزنوی و مشوق فردوسی به سرایش شاهنامه و شخصی که رسم الخط دیوانی را از عربی به فارسی تغییر داد(.
-ابوالمظفر اسفراینی ( صاحب اولین تفسیر قرآن به فارسی به نام " تاج التراجم"). شیخ آذری اسفراینی ( شاعر و عارف نامدار ایران قرن هشتم و نهم هجری قمری که بهمن نامه را به سبک شاهنامه خلق کرد) عارف اسفراینی( شاعر و عارف قرن سیزده هجری قمری و صاحب اسرار عرفان و انوار عرفان) و صدها شاعر ، عارف و دانشمند دیگر و...
در همین عصر معاصر :
زنده یاد دکتر عزیزالله جوینی ( استاد ادبیات دانشگاه تهران و یکی از بزرگترین  تصحیح کنندگان متون تاریخی و ادبی)
دکتر یوسف متولی حقیقی ( استاد مسلم تاریخ و صاحب چندین کتاب و اثر تحقیقی با ارزش)
  و بسیاری دیگر از چهره های نامدار در عرصه علوم متفاوت ( از پزشکی تا تاریخ و ادبیات و).
و شاید این دوست بزرگوار نداند که مردم همین شهر به قول ایشان " حقیرالوجود" در عصر سیاه دیکتاتوری رضا شاه میزبان "ملک الشعرای بهار" بودند که بوسیله دیکتاتور  زمان به این شهر تبعید شده بود و پس سقوط رضاشاه مردم این شهر " حقیرالوجود" با کمک و همراهی انسانهای آگاه شهرستان بجنورد از "زر و زور" خوانین شادلو نهراسیدند و " بهار " را بر کرسی نمایندگی مجلس از حوزه انتخابیه بجنورد و اسفراین نشاندند.
سخن به درازا کشید لذا کلام را با شعری از حکیم توس، فردوسی بزرگ، که در مقدمه داستان جنگ کیخسرو و افراسیاب که  در مدح " ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی"سروده است  به پایان می برم و امید دارم که حداقل این نویسنده " بزرگوار" اکنون بداند که این " شهر حقیرالوجود" کجاست!
کجا فضل را مسند و مرقد است
نشستنگه فضل بن احمد است
نبد خسروان را چنان کد خدای 
به پرهیز و داد و به دین و به رای
که آرام این پادشاهی بدوست
که او بر سر نامداران نکوست
گشاده زبان و دل و پاک دست
پرستنده شاه یزدان پرست
ز دستور فرزانه دادگر
پراکنده رنج من آمد به سر
بپیوستم این نامه باستان
پسندیده از دفتر راستان
با احترام فراوان -  بهرام رحمانی وحید

اشتراک گذاری :

با تشکر
نظر شما ثبت و پس از بررسی انتشار میابد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر