آیا تمایل دارید در کانال اترک نیوز عضو شوید؟

سرویس اجتماعی | کد خبر: ۲۷۸۴۱۰۱
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۲/۲۹ - ساعت ۱۵:۳۴
الزامات سیاست خارجی ایران در عصر جدید

دولت بعدی چه اولویت‌هایی دارد؟

در این چند سال اخیر پرونده‌های متعددی در منطقه باز شده که ضروری است دولت جدید (سوای از اینکه چه‌کسی زعامت آن را در دست دارد) به آن توجه جدی نشان دهد. یکی از مهم‌ترین پرونده‌ها به خصومت دولت سعودی علیه ایران و تلاش این کشور برای نفرت‌افکنی در منطقه نسبت‌به ایران برمی‌گردد.
دولت بعدی چه اولویت‌هایی دارد؟,

سوای از این موضوع که چه‌کسی پیروز انتخابات دوازدهم ریاست‌جمهوری شود و متعاقباً زعامت دولت را در دست بگیرد، توجه به برخی از اولویت‌ها به‌عنوان امور ترجیحی دولت بعدی، بسیار اهمیت دارد که در اینجا تلاش خواهد شد به برخی از آن‌ها اشاره شود.
 
رفع و رجوع پرونده‌های مفتوح در منطقه
 
یکی از موضوعاتی که دولت بعدی (سوای از جناح‌بندی سیاسی) بایستی آن را در اولویت قرار دهد، توجه به مسائل مفتوح منطقه است که ایران درگیر آن‌هاست. برای مثال، پرونده‌ی عربستان سعودی و رفتارهای ضدایرانی عربستان بایستی مورد بررسی دقیق قرار گیرد و برای آن راه‌حل ارائه شود. دولت فعلی علی‌رغم بسیاری از سخنانی که درباب اولویت توجه به مسائل منطقه‌ای، در شعارهای انتخاباتی بر زبان می‌آورد، هیچ دستاوردی برای کم کردن میزان هزینه‌های تحمیلی از ناحیه‌ی عربستان به ایران نکرد و به‌طور کلی موضوع منازعات ساختگی عربستان سعودی را «ندید».
 
در برساخت این رویکرد خصمانه‌ی دولت سعودی، برخی از عوامل مادی و ذهنی دخیل بوده‌اند که ضروری است به آن پرداخته شود تا در ارائه‌ی راه‌حل دقیق دچار انحراف نشویم. از جمله عوامل مادی شکل‌دهنده به هراس عربستان نسبت‌به ایران می‌توان به «حضور و نفوذ معنوی ایران در منطقه» یاد کرد. سعودی مدعی است که این حضور برای ایجاد «طایفه‌گرایی» از سوی ایران است و هدفی جز از بین بردن وحدت عربی ندارد. این گزاره بیش از ده‌ها بار توسط مقامات سعودی تولید و بازتولید شده است.
 
چه‌چیزی سبب شکل‌دهی به این ذهنیت شده است؟ و آیا اساساً چنین ذهنیتی می‌تواند صحیح باشد؟ بی‌تردید یکی از این علل به طرح‌های آمریکایی‌ها برای منطقه برمی‌گردد. آمریکایی‌ها در تلاش‌اند تا ایران را تبدیل به یک بازیگر ناهنجار در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای کنند. برای رسیدن به این امر نیز از هیچ تلاشی کوتاهی نمی‌کنند. یکی از این تلاش‌ها ایجاد هراس از ایران است. هدف نیز روشن است؛ اقتصاد فروش سلاح، امنیت رژیم صهیونیستی و منافع در خلیج فارس. تلاش برای دستیابی به این سه، سبب شده است تا ایجاد واگرایی در منطقه را در اولویت خود قرار دهند. به دلیل اینکه تنها بازیگری که در منطقه بر طبل هم‌گرایی برای رفع مشکلات منطقه‌ای می‌کوبد، ایران است، بنابراین بزرگترین مانع آمریکایی‌ها برای ایجاد این واگرایی نیز ایران است. آمریکای‌ها با مهندسی معکوس ایجاد «خصم» در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا تلاش می‌کنند تا ایران را به عنوان بزرگ‌ترین مشکل منطقه بازنمایی کرده و تبدیل به یک دشمن درجه یک برای اعراب حاشیه خلیج فارس کنند. درگیر کردن اعراب حاشیه خلیج فارس به ایران، موضوعی است که آمریکایی‌ها را به هدف تامین امنیت رژیم صهیونیستی نزدیک‌تر می‌کند. ضمن اینکه این موضوع سبب می‌شود تا آن‌ها برای حضور در منطقه خلیج فارس توجیهات محکمی نیز داشته باشند و آن نیز تلاش ایران برای برهم زدن امنیت آب‌ها کشورهای عربی از یک سو و منابع انرژی و انتقال نفت دنیا از دیگر سو است. همچنین از این موضوع، موضوع ثالث خود یعنی چرخیدن چرخ‌های اقتصاد فروش سلاح به کشورهای هراسان از ایران را نیز پی گیری کرده و از این بابت انتفاع فراوانی را کسب می‌کنند.
 
بنابراین در شکل‌گیری این فضای ذهنی عربستان نسبت به ایران، نقش آمریکا در برجسته‌سازی ایران به عنوان یک «تهدید» بسیار حائز اهمیت است و به دلیل تعیین‌کننده بودن عربستان بین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، اولین موضوعی که به ذهن می‌رسد، تلاش برای خنثی‌سازی این سیاست آمریکا با برجسته نمایی نقش واقعی ایران از یک سو و مطرح سازی نقش آمریکایی‌ها در برهم زدن نظم و امنیت منطقه و به واقع برجسته‌سازی هدف واقعی آمریکا از حضور در منطقه و تلاش برای هراساندن کشورها از ایران از دیگر سو باید پرداخت. موضوعی که خود تبدیل به ابزار اقناع‌سازی آمریکایی‌ها برای فروش سلاح به کشورهای حاشیه خلیج فارس شده و می‌شود. مسئله ساختگی تامین امنیت مردم منطقه، در سال‌های اخیر به عنوان مهمترین ابزار برای ملت‌های منطقه هم سبب صرف دلارهای نفتی فراوان برای خرید سلاح شده است و هم حضور آمریکایی‌ها را در منطقه تداوم بخشیده است.
 
این مهندسی آمریکایی بایستی توسط جمهوری اسلامی در گام اول، خنثی شود. تنها بهره بردار موضوع تامین امنیت در منطقه آمریکایی‌ها هستند که هم هدف بلند مدت آنها یعنی تامین منافع در منطقه و امنیت رژیم صهیونیستی را تامین می‌کنند و هم صنایع خود را استمرار بخشیده و چرخ‌های اقتصاد خود را می‌چرخانند.
 
به عنوان یک گام تلاش برای استفاده از ابزار رسانه برای فشار بر دولتمردان سعودی می‌تواند موضوعی باشد که مهار دولت سعودی را می‌تواند عملیاتی کند. در گام بعدی استفاده از ظرفیت‌های قدرت نرم کشور نیز می‌تواند و باید برای همسویی مردم منطقه با ایران مورد بهره برداری قرار گیرد. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که قابلیت هژمونیک ایران را یک بار دیگر برای مردمی که بیشترین همبستگی را با این کشور دارند عرضه خواهد کرد و هزینه‌های اقناع سازی را به حداقل ممکن خواهد رساند. پرونده منازعات ساختگی عربستان هم بایستی در سطح حاکمیتی عربستان مورد پی گیری جدی قرار گیرد و قابلیتهای دیپلماسی منطقه ای ایران برای مهار عربستان مورد استفاده قرار گیرد و هم بایستی در سطح افکار عمومی به عنوان عوامل و عناصر بازدارنده رفتار سعودی‌ها در سطح منطقه مورد پی گیری قرار گیرد. این بعد دوم همان مزیت نسبی ایران نسبت به دولت سعودی در سطح منطقه ای در طول تاریخ بعد از انقلاب اسلامی در ایران بوده است.
 
از دیگر پرونده‌های مفتوح در منطقه که رویکرد مردم منطقه باید نسبت به آن حساس شود، موضوع بحرین و اقدامات خصمانه آن علیه شیعیان این کشور است. یکی از سیاست‌های منفعلانه دولت ایران در برابر مردم شیعیان منطقه در دوره دیپلماسی اخیر، نسبت به شیعیان بحرین بوده است. رژیم آل خلیفه با بی‌رحمانه ترین روش‌های ممکن سعی در محدود کردن آزادی‌های مردم در این منطقه را دارد و مانع از بروز ابتدائی‌ترین حقوق از جمله حق تجمع و آزادی بیان و اجتماعات را می‌دهد. سوای از ایکه دیپلماسی دولت در این خصوص بسیار در انفعال به سر می‌برده است و می‌برد، آن چه در این خصوص اهمیت دارد این است که هیچ ابتکار عملی نیز از ناحیه ددیپلماسی برای فشار بر حکومت آل خلیفه به منظور باز داشتن از اعمال ناقض حقوق بنیادین بشر در این کشور، ترتیب داده نشده است.
 
ترکیه دیگه کشوری است که در سال‌های اخیر، بی پروایی علیه ایران را به عنوان یک مبنای سیاست خارجی خود مورد پی گیری قرار داده است. هر از چند گاهی با متهم کردن ایران به راه انداختن جنگ طایفه ای اینگونه اظهار می‌کند که علت مشکلات منطقه را باید در تهران جستجو کرد. این مواضع خصمانه و نپخته دولت اردوغان بدون هیچ واکنش از ناحیه دولت مواجه شده و همین موضوع سبب شده است پرونده ای از اقدامات و اظهارات ضد ایرانی در دولت اردوغان باز شود که بخش اعظم آن به دلیل اهمال نسبت به طرح این موضوعات توسط دولت بوده است. در استمرار این شرایط قطعا مسئله کم توجهی دیپلماسی دولت بی تاثیر نبوده است.
 
پرونده‌های منطقه باز است و همه نیازمند دیپلماسی فعال ایران برای رفع و رجوع خاتمه هستند. با این دیپلماسی تک بعدی که توجه خود را صرفا به مسئله هسته ای و حل مشکلات با آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها قرار داده؛ که آن هم با شکست مواجه شده و با روی کار آمدن دونالد ترامپ تمام رشته‌های آن پنبه شده است، نمی‌توان مشکلات منطقه را حل کرد. مشکلات منطقه خود به خود حل و رفع نمی‌شود، نیازمند تلاش جدی و در خورد هم در حوزه حاکمیتی و هم در حوزه رسانه ای و در سطح افکار عمومی است. هیچ مشکلی در سیاست خارجی خود به خود حل نمی‌شود.
 
پرونده‌های مفتوح منطقه ای نیاز به رویکرد فعالانه و افرادی فعال در حوزه سیاست خارجی دارد که بدون آن‌ها حل و رفع مسائل ممکن نیست. در صورتی که این پرونده‌های مفتوح بسته نشود یا برای بازیگران آسیب‌زای منطقه سیاستی بازدارنده یا مهار تعریف نشود، آسیب‌های بسیار جدی تری را برای منطقه در پی خواهد داشت که جبران آن به دشواری خواهد بود.
 
در صورت حل نشدن مسئله‌های مفتوحه ای که بسیاری از آن‌ها را آمریکایی‌ها باز کرده اند، بایستی منتظر ایجاد مناقشات سخت‌تر از ناحیه دولت‌های خصم علیه ایران بود. سیاست دونالد ترامپ، اخذ تامین‌های مالی برای مشروعیت بقا در منطقه است. او در وعده‌های انتخاباتی خود نیز این مسئله را بیان کرد که «دولتهای عربی بایستی برای تامین امنیتشان به آمریکا پول پرداخت کنند» این سیاست ترامپ سبب شده است تا رفت و آمدهای مقامات منطقه برای مجاب کردن او به منظور پرداخت دلار برای حضور آمریکا در کنار آن‌ها پر رنگ تر شود. طی روزهای اخیر محمد بن سلمان به آمریکا سفر کرده است و احتمالا موضوع را نیز در دستور کار خود قرار داد که آمریکاییها در تامین مسائل مالی حمایتشان از دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس دچار مشکل نخواهند شد و دولت سعودی این مسئله ر ا تضمین مالی خواهد کرد.
 
بنابراین این موضوعات مطروحه در منطقه نه تنها خود به خود حل و رفع نمی‌شوند، بلکه به دلیل ماهیت صنایع دفاعی و اقتصاد پیچیده آمریکایی‌ها که با ناامنی و آشوب در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا در پیوند وثیق است نیز، دائم بر حجم و گستره این منازعات افزوده خواهد شد. کما اینکه در این نزدیک به چهارسالی که دیپلماسی گفت و گوی دولتی‌ها با آمریکایی‌ها فعال بوده است نیز از حجم و گستره آن کاسته نشده است، بلکه افزوده شده است.
 
بارها گفته شده است که دیپلماسی دولت در این سالها، شبیه به دیپلماسی‌ای است که تمامی حوزه‌ها را رها کرده و صرفا به موضوعات مربوط به پرونده هسته ای ایران محدود شده است. به گونه‌ای که تلاش برای این بوده که به هر نحوی این پرونده مختومه شود حتی با تعجیل در دستیابی به نتیجه ای که ممکن بوده است داشته باشد.
 
فرجام سخن
 
پرونده هایی که در منطقه مفتوح است، بسیار زیاد است، بخش اعظم این پرونده‌ها به این دلیل مفتوح شده است که دولت آلترناتیوی برای آن‌ها نداشته است و بخش عمده آن نیز به این دلیل است که تمرکز دولت برای حل و فصل موضوع هسته‌ای خلاصه شده و به صورت ناخواسته توانی برای پرداخت به سایر مسائلی را که ایران به آن‌ها درگیر بوده است، نداشته است. این تمرکز بر حل مسئله هسته‌ای سبب شده است تا به هر ترتیبی دولت در حل این مسئله و پرونده تعجیل کند. مسائل و پرونده‌های دیگر را به حال خود رها کند. از جمله مسائل دیگری که مفتوح بوده و دولت هیچ توجهی به آن نداشته و مستلزم این است که به آن‌ها توجه شود، مسائلی است که آمریکایی‌ها در رابطه عربستان و ایران آن را به وجود آورده اند. بی‌تردید یکی از مشکلات در این رابطه این بوده که حاکمان جدید در دولت سعودی افرادی نپخته و فاقد تجربه و جنگ طلب بوده اند که تصور اشتباهی نسبت به نقش و نفوذ ایران در سطح منطقه‌ای داشته اند. اما از دستکاری و تلاش آمریکایی‌ها برای رساندن و کشاندن سعودی‌ها به این موضع نیز نباید گذشت و باید به آن توجه داشت. آمریکایی‌ها به دو دلیل مایل به خصمانه کردن رابطه بین ایران و سعودی بوده اند: نخست تداوم حضور خود در منطقه و تلاش برای محدود کردن و مهار ایران به مرزهای خودش (همان‌طور که سخنگوی ارتش عربستان، یعنی کسی که جنگ علیه یمن را هدایت می‌کند به این مهم اشاره کرد و گفت «انتظار دارد دولت جدید آمریکا [اشاره به انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور جدید آمریکا]، ایران را به پشت مرزهایش برگرداند.») دومین دلیل حضور آن‌ها نیز مسئل اقتصادی آن‌ها است.
 
اگر این دو موضوع به خوبی به مردم منطقه و حاکمان آن‌ها گفته شود شاید این پرونده ای که بیهوده باز شده است بسته شود. هیچ پرونده بازی خود به خود بسته نمی‌شود و نیازمند همت دولتها برای ارتفاع آن است. موضوعی که در این چند سال، دیپلماسی دولت از اعمال آن ناتوان بوده و شرایط منطقه و نگاه دولتمردان را هر روز نسبت به روز قبل، در خصوص جمهوری اسلامی خصمانه‌تر کرده است.

پایگاه برهان

انتهای متن/

اشتراک گذاری :
برچسب ها:

با تشکر
نظر شما ثبت و پس از بررسی انتشار میابد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر