کد مطلب: ۳۶۵۴۴|سرویس: گفتگو | تاریخ: ۱۳۹۳/۱۲/۲۵-۱۳:۴۴

گفتگوی صمیمی با نویسنده کتاب "آبنبات هلدار" ،

نمی خواهم محدودبه استان باشم/ شخصیت اصلی "آبنبات هلدار"به شیطنت های کودکیم نزدیک است

مهرداد صدقی متولد سال 56 در بجنورد، عضو هیات علمی دانشگاه گنبد کاووس و دانشجوی دکتری رشته صنایع چوب است تاکنون 5 جلد کتاب از نوشته های او منتشر شده و چهار جلد نیز در آینده نزدیک منتشر می شود.

نمی خواهم محدودبه استان باشم/ شخصیت اصلی

مهرداد صدقی طنز نویسی است که معتقد است بهتر است نگاه انتقادی طنز به رفتارها و عملکردها باشد نه به اشخاص . کتاب آبنبات هلدار او امسال به عنوان کتاب سال جشنواره شهید غنی پور انتخاب  شد همین انتخاب بهانه ای شد به سراغ این نویسنده جوان هم استانی برویم . در ادامه مصاحبه مهرداد صدقی با خبرنگار فرهنگی اترک نیوز را می خوانید.
 
لطفا معرفی از خودتان داشته باشید؟
مهرداد صدقی متولد سال 56 در زایشگاه بنت الهدی بجنورد! عضو هیات علمی دانشگاه گنبد کاووس و همزمان دانشجوی دکتری صنایع چوب 
 
کدام یک از کتاب هایی که از شما به چاپ رسیده را بیشتر دوست دارید؟
هر کدام از کتاب هایم یک ویژگی خاصی دارند  اما نقطه ته خط را به خاطر اینکه اولین کتابم بود برایم شیرین است، رقص با گربه ها به خاطر درونگرایی که دارد دوست دارم و آبنبات هلدار را به خاطر اینکه خیلی مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. 
 
چطور شد به فکر نوشتن آبنبات هلدار افتادید؟
همیشه دوست داشتم کار ماندگاری برای زادگاهم انجام دهم که علاوه بر مردم بجنورد، بقیه مردم هم آن را بپسند و دوست داشته باشند. از لحظه¬ای که ایده آبنبات هل¬دار در ذهنم شکل گرفت، نوشتن آن را شروع کردم و طی مدت نگارش این کتاب، خودم هم خیلی لذت بردم چون بسیاری از نوستالوژی های کودکی برایم زنده می¬شدند و موقعیت داستان در جایی و زمانی اتفاق می¬افتد که به آنها تعلق خاطر داشتم. آبنبات هلدار را نه به سفارش نهاد خاصی  نوشتم و نه به امید حق التالیف آنچنانی؛ این کتاب را فقط برای دلم و لذت مخاطب نوشتم و به همین خاطر تعمدا فضایی در این کتاب ترسیم کردم که مخاطب هنگام خواندن کتاب با آن ارتباط برقرار کند و لذت ببرد.
 
چقدر شخصیت های آبنبات هلدار به خودتان نزدیک است؟
شخصیت اصلی داستان کمی به شیطنت های مثبت کودکی هایم نزدیک بود البته تمام شخصیت های کتاب زائیده ذهن خودم هستند که هر کدام به نوعی از بخشی از وجودم نشات گرفته اند و در فضای جامعه هم ملموس هستند.
 
طنز نویسی را از چه زمانی شروع کردید؟
از دوره دانشجویی. اولین بار در سال 79 در جشنواره طنز دانشجویی در بخش نثر طنز نامزد دریافت جایزه شدم و بعد از آن هم به طور مستمر با محافل، جشنواره ها و نشریات طنز ارتباط دارم. تا به حال حدود بیست بار در جشنواره¬های مختلف برگزیده شده¬ام. 
 
 
 
شما در نوشته هایتان به کدام نوع طنز بیشتر می پردازید؟
من طنزی اجتماعی که چه در فرم و چه در محتوا ماندگار باشد را بیشتر می¬پسندم. طنز ژورنالیستی و سیاسی چون راجع به مسائل روز است و با مخاطب ارتباط برقرار می کند و مخاطب هم در معرفی آن موثر است زودتر از انواع دیگر دیده می شود اما من علاقه¬ای به آنها ندارم. البته علاقه نداشتن من به طنز ژورنالیستی و سیاسی به این معنی نیست که از نظر من فاقد ارزش هستند. در طنزهای سیاسی و ژورنالیستی، خودِ شخصیت¬ها بیشتر به عنوان سیبل قرار می¬گیرند اما من در طنز اجتماعی بیشتر با ویژگی-های آدم¬ها، رفتارها و عملکردهایشان درگیر می¬شوم نه شخص خاصی. درست است که در یک جامعه سیاست¬زده هر چیزی بیش از حد سیاسی است اما من نمی¬خواهم به عنوان یک طنزنویس، خودم هم سیاست¬زده باشم. در طنز اجتماعی هرچند  یافتن زبان و نگاهی تازه مشکل است اما اگر مساله خوب بیان شود، از ماندگاری بیشتری برخوردار است؛ مثل آثار منوچهر احترامی و ابوالفضل زرویی نصرآباد.
 
به نظر شما طنز می تواند در جامعه تاثیر گذار باشد؟
مطابق تعریف طنز، طنز بیان انتقادات جدی با لحن شیرین، عفیف ،کنایی و منصفانه در مورد موضوعات و مسائلی است که در شرایط عادی نمی توان با زبان جدی مطرح کرد و یا در جایی که بخواهیم اثرگذاری بیشتری داشته باشیم. مثلا اگر طنز چنین تاثیری نداشت، پیام های آموزشی را با زبان طنز بیان نمی کردند. البته گاهی اوقات راجع به مساله¬ای کاملا جدی، آنقدر طنز نوشته می¬شود که موضوع مبتذل می¬شود و شاید یک عکس یا گزارش جدی تاثیر بیشتری داشته باشد.
 
آیا تا به حال از انتشار نوشته های طنز شما جلوگیری شده است؟
تا به حال چنین شرایطی برایم پیش نیامده است، شاید این به این خاطر بوده خط قرمزها را می شناسم. البته گاهی اوقات خود نویسنده به جهت اینکه احساس می کند ظرفیت بیان برخی مسائل در جامعه وجودندارد ممکن است دچار خود سانسوری شود.
 
کتاب های منتشر شده از نوشته های شما هم استانی بوده و هم کشوری ، کدام نوع را بیشتر دوست دارید؟
طبیعی است که دوست دارم مخاطبم از طیف گسترده¬تری برخوردار باشد و حتی وقتی راجع به استان می-نویسم، طوری می¬نویسم که مخاطب در سراسر کشور بتواند با آن ارتباط برقرار کند. بومی نویسی به این معنی نیست که دایره مخاطب را فقط به مخاطبان بومی محدود کرد، بلکه می¬توان با بهره¬گیری صحیح از ظرفیت¬های بومی، اثر غنی¬تری تولید و عرضه کرد که برای سایر مخاطبان هم جالب باشد.
 
آیا طنز نویسی دستوالعمل خاصی دارد؟
هر چیزی برای خودت نمی پسندی در مورد دیگران هم نپسند و موقع نوشتن انصاف را زیر پا نگذاری، به حریم¬ها توجه داشته باشی و حساسیت¬ها را هم در نظر بگیری. هرچند بعضی¬ وقت¬ها حساسیت¬های بی¬موردی به وجود می¬آید که ناشی از سوءتفاهم و یا بدبینی است. در طنزنویسی، مهم¬تر از موضوعی که راجع به آن می¬نویسی، نحوه نوشتن آن است. طنزنویس باید طوری بنویسد که هم حرفش را زده باشد و هم بهانه دست کسی ندهد.
 
کدام یک از طنز نویس ها را بیشتر قبول دارید؟
منوچهر احترامی و ابوالفضل زرویی نثرآباد، کیومرث صابری(گل آقا) و ..
 
 
در طنزهای تلویزیونی کدام مورد مورد توجه شما قرار گرفت؟
سری کلاه قرمزی ، پاورچین و شب های برره بسیار خلاقانه نوشته شده بودند اما در پایتخت 1 و 2 ، اتفاق خوبی افتاد یعنی هم استفاده صحیحی از عناصر بومی شده بود و هم از نظر شخصیت¬پردازی، برای اولین بار شاهد رویکرد متفاوت و درستی بودیم. بر خلاف بسیاری از سریال¬های کمدی ایرانی که کاراکترها ذاتا خرده شیشه دارند، در سری اول و دوم (در سری سوم این اتفاق نیفتاد)، کاراکترها آدم¬های خوبی بودند اما جوری در حق هم لطف می کردند که گاهی نتیجه عکس می داد و همین مساله موقعیت کمدی ایجاد می¬کرد. در کمدی های خارجی نظیر سریال «دوستان» هم معمولا این طور است که کاراکترهای اصلی که ذاتا آدم¬های خوبی هستند، در موقعیت هایی همدیگر را قرار می دهند که خنده آور است و دیدن این مجموعه¬ها حس خوبی به آدم می¬دهد اما در بسیاری از کمدی های ایرانی، چون کاراکترها بدجنس و بدخواه همند ومی خواهند به هم ضربه بزنند اما شکست¬خوردن بدخواهی آنها موقعیت خنده¬آور ایجاد می¬کند، علیرغم اینکه شاید خنده¬آور باشند، اما موجب عصبیت مخاطب می¬شود و دیدن آنها احساس خوبی به آدم نمی¬دهد.
 
شما در برنامه رادیو 7 هم قصه های بجنوردی می گویید، در مورد نحوه ورود به این کار توضیح می دهید؟
دوستان کتاب آبنبات هلدار را مطالعه کرده بودند به من پیشنهاد دادند در این برنامه اجرا داشته باشم. خوشبختانه کار بازخورد خوبی هم داشت.
 
در حال حاضر مشغول به نوشتن کتاب خاصی هستید؟
بله بازنویسی جلد دوم آبنبات هلدار و کتاب کلاه کرکی. کتاب¬های مغزنوشته های یک نوزاد و افسانه چون پرده برافتد هم به زودی منتشر خواهند شد.
 
چند آدم تاثیر گذار در زندگی شخصی تان را نام ببرید؟
آدم های زیادی بوده¬اند که نام بردن از همه آنها مقدور نیست اما می¬خواهم از چند نفر به نیکی یاد کنم. معلم اول ابتدایی سرکار خانم نداف که الفبای نوشتنم را به من آموخت،  ابوالفضل زرویی نثرآباد که من را به عنوان یک طنز نویس جدی گرفت  و با توصیه¬های خود روی شیوه نگاهم به طنز تاثیر داشت. همسرم که اولین منتقد و ویراستارم است و پیشنهادهای بسیار خوبی موقع تولید آثار می¬دهد. همچنین مرحوم پدرم، مادرم و سایر اعضای خانواده¬ام که لطف¬شان همیشگی بوده.
 
یک خاطره شیرین؟
کتابم را برای یک از استادان دوره دانشجویی¬ام بردم. ایشان هم خیلی استقبال و تشکر کردند و از آن روز به بعد همه جا کتاب را دست ایشان می¬دیدم و سر هر کلاسی هم که می¬رفت کتاب را با خودش می¬برد. بعدا فهمیدم وقتی کتابم را می¬برد سر کلاس¬، آن را زیر ویدئو پروژکتور می¬گذارد تا ارتفاع آن را تنظیم کند!
 
چه پیامی برای مخاطبین دارید؟
این همه پیام شنیدیم به کدام یکی عمل کردیم که به پیام من عمل شود. راستش من خودم هم به پیام های خودم عمل نمی کنم!
انتهای پیام/

©2013 ATRAKnews.com , All Rights Reserved.